اخبار برگزیده

اسکنر!

سلام


تو اتوبوس داشتیم برمیگشتیم تهران. من بودم و حنانه.

بغل دستمون یه دختر خانوم دانشجو بود که حسابی با حنانه رفیق شدن تو مسیر . البته داشتن چند بسته آلبالو خشکه و پاستیل هم بی اثر نبود :


ازش پرسید اسمت چیه خانوم کوچولو؟

اونم با یه عشوه ای گفت حنانه خانوم قشنگ مرزهای اعتماد به سقف رو جابجا کرد یجا


گفت اسم ت چیه؟ جواب داد. گفت اسم بابات چیه؟ یه جوابی داد که حسابی منو برد تو فکر!


گفت اسم بابام "علی آقا"ست ولی اسم بابای امیر علی "بهرام"ه!!!




پ.ن:

بچه ها دقیقا اسکن پرینتر هستن! هرچی ببینن هرچی بشنون هر رفتاری رو حس کنن تکرار میکنن.

این یه نمونه کوچیک بود تو قضیه صدا اسم همدیگه تو خونه!

حالا این رو باید تعمیم داد به همه ی رفتارها و کنش ها و واکنش هایی که یه بچه از پدر مادرش تو خونه می بینه.


نمونه اون وریش هم هست. غالبا مادرشون رو تو خونه "خانوم" صدا میکنم. حنانه هم وقتایی که میخواد صدا کنه از همین پسوند استفاده میکنه و میگه " خانوم". حالا بماند که این پسوند رو بنده خدا فکر میکنه باید برای بقیه هم استفاده کنه و به زهرا هم میگه "آبجی خانوم" و به من هم بعضی وقتا میگه "بابا خانوم"!!!



اسکنر!

اسکنر!

اسکنر!

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها